دسته بندی موضوعی
آرشیو
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
يادگاري ها
از ديروز تا فردا
شايد وقتي ديگر
بيگانه دوست
Spirit
ری را
بهنام
همنواز
حرفستون
صلیب دوست
rss 2.0

ل
گاهی لازمه بیش از اندازه به خودت فشار بیاری
تا بفمی تواناییت بیشتر از اون چیزیه که خودت تصور می کردی!

و این آغاز پیشرفت توست !!!
...
شدیدا" نیاز به نوشته های پائولو کوئلیو دارم!
تنها کتاب های اونه که آرومم میکنه

گاهی یک شوک لازمه...
تا بفهمی چی داری !!!
...
آتشفشانی که فروکش کرد، ترس را برای همیشه روی زمین حک کرد!

...
اطرافم پر صداست...
هر آنچه که فکرش را کنی
صدای الارم صبحگاهی گوشی، صدای بوق ماشین، صدای اگزوز انواع ماشین تو خیابون، صدای ترافیک، صدای داد و بیداد راننده ها تو خیابون جلوی مدرسه، صدای ناظم مدرسه روبرویی، صدای ماشین قرازه آبپاش 5 صبح، دادهای همسایه بالایی، صدای آهنگ رو اعصاب آسانسور وقتی صبح داری میری سر کار یا شب که خسته بر میگردی خونه، صدای صحبت های آدم ها جلوی دکه روزنامه فروشی، صدای راننده های تاکسی برای جلب مسافر، صدای صحبت بلند بلند آدم ها با تلفن روز پل هوایی، صدای ترمز ناگهانی ماشین ها سر دور برگردان زیر همان پل هوایی، صدای جر و بحث آدم های توی صف جلوی درمانگاه تأمین اجتماعی، صدای بیب کارت های شناساییمون جلوی درب اداره، صدای خش خش جاروی کارگر نظافتچی محوطه پارکینگ اداره، صدای سلام و علیک کارمندان، صدای کار و داد و قیل ابزارها، صدای بحث ها و گفتگوها و مشاجره ها و مشکلات کاری و صدای قر قر سیستم ها و پرینتر و اسکنر و کار و کار و کار و غر غر کردن ها و زیر آب زدن ها و گله و شکایت ها و صدای خودکارهایی که با عصبانیت روی میز پرت میشن و صدای کاغذهایی که با حرص ورق می خورند و صدای پاهایی که از بی حوصلگی یا خستگی یا هر دلیلی که مشخص نمیشه روی زمین کشیده میشن و صدای جلسات خصوصی دو سه نفره و صدای نگاه های غضب آلود و صدای پج پج های در گوشی و صدای زنگ های مداوم تلفن، صدای مسیج های پی در پی، صدای صحبت های همیشگی از این طرف به اون طرف اتاق، صدای اصابت قوری بر روی سماور، صدای آژیر هشدار توی آشیانه، صدای تست سیستم ها مختلف، صدای پرواز هواپیماها، صدای همهمه تو سالن ناهار خوری، صدای قاشق و چنگال ها و باز هم صدای ماشین و ترافیک و بوق و همان آهنگ مزخرف آسانسور و صدای تلویزیون و صدای موزیک و صدای تیک تیک دکمه های کیبورد و صدای گهگاه ماشین و باز هم صدای ساعت و صدای پمپ هوای آکواریوم توی اتاق و ...
...
...
...
یک ساعت فقط سکوت میخوام!
سکوت مطلق!!!
...
...
هر آفرینشی حکمتی داره!
خدا یک زبان برای حرف زدن آفریده
و
دو گوش برای شنیدن!!!
اما ما همیشه عادت داریم برعکس عمل کنیم...
...
گاهی یک شعر بدجوری به دلت میشینه!
مدام تکرارش میکنی و حس عجیبی ازش میگیری!
چند وقت بعد میبینی دقیقا اون شعر وضع خودته!!!
گاهی کتابی رو میخونی، حس همزاد پنداری بهت دست میده!
حس میکنی دقیقا شخصیت اول داستان تویی و شرح زندگی توه!
چند وقت بعد میبینی دقیقا اون داستان وضع خودته!!!
و حالا من بریدا هستم!!!

وقتی چیزی رو با تمام وجود میخوای، تمام کائنات دست به دست هم میدن تا تو رو به آنچه که خواستی برسانند!
ثابت شده و با تمام وجود باور دارم!
اما همیشه فکر می کردم برای آنچه که دست نیافتنی است و آرزویی بس بزرگ!
اما یک جمله "دلم میخواد ..." ساده، وقتی به سرعتی باور نکردنی برآورده میشه...
خودت میمونی...
و فقط میخوای فکر کنی که...
تمام کائنات چشم به تو دوخته اند !!!
...
بالاخره...
رسیدم به آنچه که باید می رسیدم !!!

و حالا این لبخند تمام اشک هایی که دفعه پیش ریخته شد را به فراموشی سپرد!
...